تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۶ دی ۹۹.::. ساعت : ۸:۴۵ ق.ظ
فاقددیدگاه

باید درباره منطقه هم به آمریکا امتیاز می‌دادیم تا از برجام خارج نشود!

روزنامه اصلاح‌طلب شرق روز گذشته متن سخنرانی چندی‌ پیش محسن امین‌زاده در جلسه ماهانه انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور را بازتاب داد که در بخش‌هایی از آن آمده‌ بود: ««اگر دولت و وزارت خارجه سیاست خارجی منطقه‌ای را در اختیار داشت و مدیریت می‌کرد، امکان داشت که دیپلماسی مانع خروج ترامپ از برجام شود...

به گزارش قائم آنلاین، روزنامه اصلاح‌طلب شرق روز گذشته متن سخنرانی چندی‌ پیش محسن امین‌زاده در جلسه ماهانه انجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور را بازتاب داد که در بخش‌هایی از آن آمده‌ بود: ««اگر دولت و وزارت خارجه سیاست خارجی منطقه‌ای را در اختیار داشت و مدیریت می‌کرد، امکان داشت که دیپلماسی مانع خروج ترامپ از برجام شود…اما سیاست خارجی منطقه‌ای…به کلی از وزارت خارجه خارج شده بود. یعنی امور مربوط به منطقه از جمله مبارزه با داعش مدیریت دیپلماتیک نمی‌شد..ایران در حالی با تروریسم بین‌المللی داعش مبارزه کرد و پیروز شد که این اقدام با مدیریت دیپلماسی به یک فرصت بین‌المللی برای ایران بدل نشد. در حالی که عملا سپاه با مبارزه با داعش به امنیت آمریکا و اروپا و جامعه بین‌المللی هم کمک می‌کرد. این اشتباه بزرگ باعث شد که تقریبا همزمان با شکست کامل داعش، با هدایت اسرائیل و عربستان سعودی، جامعه بین‌المللی به‌جای قدردانی از ایران خواهان خروج ایران از منطقه شود و زمانی که آخرین شهر مهم سوریه با محوریت سپاه قدس از کنترل داعش آزاد شد، ترامپ هم از برجام خارج شد»

گفتنی است پس از امضای برجام، دولتمردان و فعالین و رسانه‌های اصلاح‌طلب تاکید کردند که به واسطه برجام تحریم‌ها به تاریخ می‌پیوندد و یک گشایش عظیم اقتصادی برای مردم ایران رقم می‌خورد.
در نهایت برجام امضا و اجرا شد. روزها و هفته‌ها و ماهها گذشت؛ آقای ظریف پشت تریبون آمد و به جای اعلام لغو تمامی تحریم‌ها در ازای برجام، گفت «هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود»!
آقای روحانی هم که در مقطع امضای برجام تاکید کرده بود که در دی ماه ۹۴- در دولت اوباما و به معاون اولی جو بایدن- تمامی تحریم‌ها یکباره لغو خواهد شد و نه تعلیق، بعدها گفت: «به گفته بسیاری از سیاستمداران جهان، برجام پیروزی بزرگ سیاسی و اخلاقی در تاریخ بود و اینکه ما قراردادی با دنیا بسته و پای آن ایستادیم و عهد خود را نشکستیم و متخلف نبودیم، از نظر اخلاقی برای ما بسیار مهم است».
دولتمردان تاکید کرده بودند که آنچنان رونقی ایجاد می‌شود که مردم دیگر به پول یارانه نیازی نخواهند داشت. اما حالا در پسابرجام گرانی اقلام به جایی رسیده است که مردم با پول یارانه می‌توانند در نهایت یک شانه تخم مرغ بخرند.حالا علیرغم اینکه حدود ۵ سال و نیم از امضای برجام سپری شده است، حامیان توافق هسته‌ای مدعی شده‌اند که اینکه انتظار داشته باشیم که «به ازای اجرای برجام، تحریم‌ها لغو شود، انتظار بجایی نیست و ما باید در گام بعد برجام منطقه‌ای را کلید بزنیم»! هدف اصلی آمریکا و تروئیکای اروپا این است که با وعده نسیه و به عبارتی «وعده سرخرمن» لغو تحریم‌ها، مولفه‌های قدرت ایران را یکی پس از دیگری از کار بیندازد. در این میان عده‌ای در داخل در نقش یار کمکی طرف غربی در پی تسهیل این طرح ضدایرانی هستند.

تاکید تلویحی بر فریب ­دادن مردم در آستانه انتخابات
محسن امین‌زاده، در بخش دیگری از این متن تصریح کرده است:«سه جریان از پیروزی بایدن و وضعیت جدید ناراضی هستند: ۱- جریان تندرو مخالف ایران در آمریکا که در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ خیلی قدرت گرفته بودند. ۲-مخالفان منطقه‌ای ایران به‌ویژه اسرائیل که نفوذ و تأثیر زیادی روی تصمیمات ترامپ داشت و همچنین عربستان سعودی. ۳- گروه‌های تندرو داخلی كه عملا حامی تداوم تحریم هستند و ظاهرا در وضعیت تحریم فرصت و قدرت بیشتری دارند.»
تندروی و کندروی امری نسبی است و با در نظر گرفتن یک شاخص سنجیده و اطلاق می‌شود. بنابراین اگر طیفی دچار تساهل و خوش‌خیالی مفرط و انفعال باشد به طور مسلم افرادی را که قایل به یک دیپلماسی عزتمندانه و برپایه اقدام متقابل هستند را تندرو خواهند دید، اما موضوع مهم‌تر این است که اصلاح‌طلبان وقتی در برابر استدلال‌های منتقدان قرار می‌گیرند و سخنی بر پایه استدلال ندارند به ترور شخصیت و دروغگویی روی می‌آورند لذا اتهام زنی به طیف رقیب اصلاح‌طلبان با عنوان «حمایت از تحریم» به همین خاطر است.
سپس شرق در ادامه به سابقه «امین زاده» اشاره می‌کند که در سال ۸۸ در ستاد انتخاباتی نامزدی که آتش فتنه را برافروخت حضور داشته و بازداشت هم شده است. پس از این به شباهت‌ها و تفاوت‌های انتخابات ایران و آمریکا پرداخته شده: «او [امین زاده] معتقد است که «ساختار انتخابات ریاست‌جمهوری دو کشور مشابه است از جمله آنکه «در انتخابات ریاست‌جمهوری دو کشور، جامعه قطبی می‌شود. علت آن است که مردم باید از دو نامزد اصلی یکی را انتخاب کنند».
نکته جالب توجه این است که این فرد کوشش کرده در این شباهت ‌سازی ترامپ را به رئیس‌جمهور پیشین ایران شبیه دانسته است. این در حالی است که ترامپ با ادعای تقلب گسترده در انتخابات یادآور موسوی است یا احمدی‌نژاد؟!
در ادامه آمده: «خسارات ناشی از اشتباهات رئیس‌جمهوری مثل احمدی‌نژاد ممکن است حتی طی ده‌ها سال هم قابل جبران نباشد و حتی فرصت‌های ملی برای همیشه از دست برود. چنان‌که بسیاری از خسارات کنونی کشور که توسعه ملی را فلج کرده، از جمله تحریم‌های ایران، محصول اشتباهات بزرگ دولت احمدی‌نژاد است که همچنان پس از ۱۵ سال کشور را رها نکرده و فرصت‌های ملی را به‌کلی تخریب کرده است.»
در مورد ادعای فوق دو حالت مفروض است: نخست آنکه خود اصلاح‌طلبان می‌دانند که این گفته‌ها و سخن‌ها برای سرپوش گذاشتن برعملکرد بسیار ضعیف آنان در شورای شهر تهران و برخی شهرهای بزرگ دیگر، مجلس دهم و دولت تدبیر و امید است.
دوم اینکه این جماعت به واقع باورشان این است که خسارت‌هایی به کشور وارد شده که اثراتش تا سالها وجود خواهد داشت. در این حال باید گفت این سخن تاکید تلویحی اصلاح‌طلبان به فریب دادن مردم در آستانه انتخابات است چرا که آنان با وجود این خسارات چرا در آستانه انتخابات به مردم وعده‌های بسیاری دادند؟!

فرافکنی مدعیان اصلاحات درباره مشارکت مردم در انتخابات
روزنامه آرمان در یادداشتی به قلم محمدرضا تابش نماینده عضو فراکسیون امید مجلس دهم نوشت: اعتقاد اصلاح‌طلبان این است که هرچه تعداد کاندیداهای انتخابات متنوع باشد، امنیت ملی ما که بسیار برای نظام ما مهم تلقی می‌شود، ارتقا پیدا خواهد کرد و قطعاً اعتبار و حیثیت ایران در عرصه بین‌المللی هم بیشتر خواهد شد»
در ادامه این مطلب آمده است: «در انتخابات مجلس اسفند ۹۸ هم بعضی دلسوزان تذکر دادند، اما مشاهده کردیم که حضور مردم در انتخابات بسیار پایین بود. در تهران فقط ۲۰ درصد در انتخابات شرکت کردند و البته در کل ایران نزدیک به ۴۲ درصد بود که کاملاً مشخص بود که مردم از شرایط جامعه راضی نیستند.»
اظهارات مدعیان اصلاحات مبنی بر اینکه «در انتخابات اخیر مجلس کاهش کاملاً مشخص بود که مردم از شرایط جامعه راضی نیستند» در حالی است که اولاً از سویی خود آنها باید پاسخگوی وضع مشکلات کشور باشند و ثانیاً اصلاح‌طلبان پیش از این رد صلاحیت‌ها را بهانه کاهش مشارکت در انتخابات عنوان می‌کردند.

علت نقدینگی استقراض دولت از بانک مرکزی است
روزنامه ابتکار در مطلبی به نقل از کارشناس مسائل اقتصادی نوشت: بخش عمده خلق نقدینگی در نظام بانکی به دلیل بدهی دولت و بانک مرکزی به بانک‌ها است. اگر مطالبات بانک‌ها پرداخت شود بانک‌ها نیازی به خلق پول جدید نخواهند داشت، هنگامی که بانک‌ها نقدینگی ندارند پول را گران تهیه می‌کنند و همین مسئله چالش‌های زیادی را به وجود می‌آورد.

وی افزود: من معتقدم این تعبیر که بانک‌ها مقصر خلق نقدینگی هستند صحیح نیست، اگر می‌خواهیم مشکل خلق نقدینگی را حل کنیم باید به سراغ این پرسش برویم که چرا بانک‌ها مطالبات معوقه دارند، اگر این چالش را حل کنیم، مشکل نقدینگی حل خواهد شد.
گفتنی است بررسی وضعیت بدهی دولت به بانک مرکزی در سال‌های ۹۱ تا ۹۹ نشان می‌دهد که استقراض غیر مستقیم دولت از بانک مرکزی منجر به رشد چندبرابری و چندصددرصدی بدهی‌های دولت و در نتیجه تشدید نقدینگی در کشور شده است.

دیدگاه خود را به ما بگویید.