تاریخ انتشار :شنبه ۸ آذر ۹۹.::. ساعت : ۴:۱۰ ب.ظ
فاقددیدگاه

مراقب ادامه عملیات تیم ترور شهید فخری‌زاده باشیم!

شهید محسن فخری زاده یکی از مهم ترین دانشمندان علمی و هسته ای کشورمان ظهر دیروز ترور شد؛ تروری که ابعاد مختلف آن از نظر امنیتی همچنان تحت بررسی است اما هنوز ساعاتی از این عملیات نگذشته که برخی زمزمه ها، حکایت از برنامه ریزی پساترور دارد.

به گزارش قائم آنلاین،  ترور یک دانشمند هسته ای؛ حوالی ساعت ۵ عصر دیروز، کم کم برخی کانال های تلگرامی خبر از یک عملیات تروریستی در شهرستان دماوند را مخابره کردند؛ اولین سوال این بود که چه کسی ترور شده است.

چند دقیقه بیشتر طول نکشید تا اخبار جدید تری از ترور چند ساعت قبل منتشر شود؛ محسن فخری زاده دانشمند هسته ای و رئیس سازمان پژوهش های نوین دفاعی وزارت دفاع موسوم به سپند، همان کسی بود که تروریست ها چند متر آنطرف تر از میدان امام خمینی آبسرد دماوند، در کمینش نشسته بودند.

حالا کمتر از ۲۴ ساعت پس از حادثه می توان ابعاد مختلف این ترور اشاره کرد؛ ابعادی که تفکر درباره آن می تواند مسیر آینده را روشن تر کند:
* در ماجرای ترور سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی آمریکایی ها فقط محتاج اطلاعاتی درباره مسیر تردد آن شهید و البته تصمیم برای ترور بودند؛ تصمیم برای ترور چند سال قبل گرفته شده بود و درست بعد از بدست آوردن اطلاعات دقیق، فاجعه بغداد رخ داد و سردار و یارانش آسمانی شدند.

اما ترور یک فرد مهم دارای درجه اهمیت بالای امنیتی و نظامی در داخل خاک کشورش بسیار پیچیده تر از ترور در کشوری ثالث است؛ نحوه انتخاب تیم ترور، پشتیبانی، ورود تیم به داخل کشور، اقامت برای شناسایی بیشتر و صدها و شاید بدون اغراق هزاران نکته دیگر باید دست به دست یکدیگر بدهد تا چنین تروری به نتیجه مطلوب آمران برسد.

*بر اساس اطلاعاتی که تاکنون بدست آمده تیم ترور شاید برای اولین بار در تاریخ چنین ترورهایی پر تعداد بوده اند؛ این یعنی عاملان و آمران همگی ریسک چنین نفوذ دادن و عملیات چنین تیمی را برای حذف یک شخصیت مهم پذیرفته اند؛ دستگیری هر یک از این افراد قطعا می تواند برای صادر کنندگان دستور ترور گران تمام شود، پس چرا چنین اقدام پر هزینه ای انجام می شود؟

پاسخ به این سوال زمانی میسر می شود که بدانیم شهید فخری زاده یک دانشمند بین بخشی و در واقع مدیر علمی فوق العاده بوده است؛ کسی که گسترده تحقیقاتش از هسته ای تا دارویی و … (قطعا بیان برخی فعالیت های شهید که نتایج بزرگی داشته سال ها بعد ممکن می شود و شاید هم هیچگاه ممکن نباشد) آنقدر برای موساد و CIA اهمیت داشته است که چند سال قبلا علنا از نقشه شکست خورده خود برای ترور وی سخن گفته اند.

*بدون شک ردپای موساد با همکاری پایه ثابت عملیات های ترور این رژیم یعنی سازمان منافقین در این عملیات مشخص است؛ موساد معمولا از ترورهای ترکیبی استفاده می کند تا ضریب اطمینان از نتیجه بخش بودن عملیات بالا برود؛ یک انفجار مهیب و تیراندازی گسترده.

اما این ترور را باید از دیگر ترورهای دانشمندان هسته ای جدی تر گرفت؛ شهید شهریاری یک نابغه بود، شهید علیمحمدی مطرح ترین استاد هسته ای ما بود، شهید احمدی روشن پرتلاش ترین جهادگر حوزه هسته ای بود اما هیچ کدام از آنها علنا در لیست ترور موساد نبودند و نخست وزیر رژیم صهیونیستی رسما از برنامه این رژیم برای حذف آنها سخن نگفته بود.

*پس از ترور سردار شهید سلیمانی رژیم صهیونیستی صراحتا پیام هایی را مخابره کرد که دستی در این ترور نداشته (البته به ادعای مقاماتش)؛ این نکته در همان زمان از دیدگاه برخی تحلیل گران عجیب به نظر می رسید که چرا صهیونیست ها مانند موارد مشابه سکوت اختیار نکرده اند و حتی در صدد نفی نقش خود هستند.

ترس از انتقام شاید جواب خوبی به این سوال باشد اما می توان پاسخ های دیگری نیز به ابهام داد؛ موساد هرقدر هم با CIA هماهنگ باشد ترجیح می دهد که هزینه عملیات های مورد علاقه خود را بدهد نه تروری که در یک کشور ثالث و به صورت علنی انجام شده است.
*هرچند اندوه ناک و دردآور اما این ترور انجام شده است و یک دانشمند بزرگ هسته ای کشورمان به شهادت رسیده است؛ اما در این میان باید مراقب تحلیل های پس از این ترور بود. چند تیتر زیر را نگاه کنید:

“این ترور اقدام خطرناکی برای تیم رئیس جمهور آینده آمریکا است”
“ترور فخری زاده برای برهم زدن برنامه های بایدن انجام شده است”
“مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا: ترور فخری زاده کارشکنی در دیپلماسی دولت بعدی آمریکا با ایران بود.”
حالا شاید بهتر بتوان متوجه شد که ادامه رگبار تروریست ها به کدام سمت گرفته شده است؛ تروریست های آبسرد دماوند دیر یا زود دستگیر می شوند اما تبعات یک ترور همچنان ادامه خواهد داشت.
برخی از هم اکنون زمزمه های “آرام باشید” و “باید منطقی عمل کرد” را در جلسات مختلف آغاز کرده اند.
این در واقع یک عملیات هماهنگ ( و البته به صورت ناخواسته است)؛ چه عملیاتی؟ بگذارید با زبان ساده تر مرور کنیم:
چند ماه مانده به دولت جدید آمریکا که خیلی ها داخل ایران علنا برای مذاکره با آن سرو دست می شکنند، یک ترور بزرگ با هزینه بالای اطلاعاتی انجام می شود؛ دلهره به جان برخی تصمیم گیران می افتد که اگر واکنشی خارج از عرف صادر شود، دولت بعدی آمریکا و شانس مذاکره و بازگشت به ژانویه ۲۰۱۷ از دست می رود؛ این یعنی آمران اصلی بهترین موقعیت را دوران گذار میان دو دولت آمریکا و بعد از معاشقه های سیاسی برخی برای روی کار آمدن دولت بعدی دیده‌اند.

شاید بهتر باشد ردپای واقعه ترور جدای از ابعاد امنیتی و تروریستی آن در برخی جلسات و اتاق های فکر داخلی جستجو شود؛ جایی که برخی تصمیم سازان نفوذی سعی می کنند همچنان راه مذاکره با دولت بعدی آمریکا را باز نگه دارند، حتی بعد از ترور یک دانشمند بلند پایه!
احتمالا طی روز های آینده برخی در پوشش چهره های دلسوز ظاهر شوند، کسانی که تلاش می کنند آرامش کشور در این شرایط بهم نخورد و همه را به خویشتن داری دعوت می کنند؛ این افراد در واقع خواسته یا ناخواسته بخشی از پازل طراحی شده هستند؛ قطعا رژیم صهیونیستی روی چنین چهره هایی بعد از ترور حساب ویژه باز کرده است.
حالا باید منتظر بود و دید تصمیم تصمیم گیران اصلی پس از این ترور چه خواهد بود؟.

دیدگاه خود را به ما بگویید.