تاریخ انتشار :یکشنبه ۲۵ آبان ۹۹.::. ساعت : ۳:۵۵ ب.ظ
فاقددیدگاه

روزی که جواد اژه‌ای از رهبری و موسوی قدردانی کرد

خبر درگذشت حجت‌الاسلام ‌جواد اژه‌ای، روز تلخی را در ابتدای هفته برای سمپادی‌ها ساخت. این را می‌شود از واکنش‌هایشان در فضای مجازی به وضوح دید. از دیروز ظهر یکی‌یکی، تصویری از او را منتشر می‌کنند و با تشکر از زحمات و فعالیت‌هایش، برایش از خداوند متعال طلب آمرزش دارند.

به گزارش قائم آنلاین، «فرهیختگان» در ادامه نوشت: اژه‌ای، روحانی فعال و پرتلاشی که روزی بنای نخبه‌پروری و پرورش استعدادها را با تاسیس مدارس سمپاد بنا نهاد و این سال‌ها نمایندگی رهبر انقلاب را در امور دانشجویان اروپا برعهده داشت، در ۷۲ سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا به دیار حق شتافت.

جواد اژه‌ای پنجم فروردین‌ماه ۱۳۲۷ در اصفهان به‌دنیا آمد. از جانب مادری، منسوب به خاندان صدر بود و در جوانی داماد خانواده شهیدبهشتی شد که پیش از آن هم با او نسبتی خویشاوندی داشت.

او در کسب علم به حوزه‌های علمیه بسنده نکرد و پیش از انقلاب به‌تحصیل رشته روانشناسی در دانشگاه اصفهان مشغول بود و سپس برای ادامه تحصیل درمقطع دکتری راهی وین شد.

پس از انقلاب اسلامی با رای اعتماد مجلس، مدتی عهده‌دار سرپرستی سازمان بهزیستی شد. معاونت فرهنگی – اجتماعی نخست‌وزیری، یکی دیگر از مسئولیت‌های او در سال‌های پس از انقلاب و پیش از تاسیس سازمان استعدادهای درخشان بود.

اژه‌ای سال ۶۶ در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی، طرح تشکیل سازمانی برای پرورش استعدادهای نوجوانان ایرانی را مطرح کرد و از سال ۶۷ ریاست هیات امنای سازمان را برعهده گرفت.

در طول ۲۱ سال، این سازمان مدارس زیرمجموعه خود را در استان‌های مختلف گسترش داد. این روحانی برجسته از سال ۶۸ تاکنون نماینده رهبر معظم انقلاب در امور دانشگاه اروپا و آمریکا بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب با صدور پیامی درگذشت حجت‌الاسلام جواد اژه‌ای را تسلیت گفتند.

جواد اژه‌ای در سال ۸۷ از مسئولیت خود در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان کناره‌گیری کرد. او در جریان استعفای خود یک نامه خداحافظی می‌نویسد و در آن به دانش‌آموزان و جوانان توصیه‌های مختلفی می‌کند. بخش‌هایی از این نامه را در ادامه می‌خوانید:

«وقتی آمدم، موی سپیدی بر چهره‌ام نبود و اکنون پس از گذشت بیش از بیست‌ویک سال، با قامتی راست و امیدوار، محیط کارم را ترک می‌کنم؛ با فرزندی رشید به نام سمپاد برای ایران اسلامی؛ مقاوم و سازش‌ناپذیر.

در این مدت، دو تن بیش از همه مرا ممنون خود ساختند: رهبر معظم انقلاب که با دفاع از سمپاد در شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی، به این نهال امکان غرس دادند و همواره نگران کاستی‌های آن بودند و نخست‌وزیر وقت، جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که مرا به این مسیر کشاند.

در این مدت سعی کردم مدیرانی داشته باشم که به فرموده امام راحل (ره) بر ریاست ریاست کنند، نه دریوزگی مدیریت و در اینکه تا چه حد موفق بودم، هیچ‌گاه تردیدی نداشته‌ام. هر چند، هر کسی در گزینش خود دچار خطا می‌شود و من تا آخرین لحظه در هدایت مدیرانم به‌سوی استقلال و تعهد به انقلاب و اسلام ــ به‌جای تعهد به خطوط سریع‌السیر و قلیل‌البقا ــ کوشیدم.

بچه‌های این سرزمین را در هر کجای ایران عزیز، همانند هر ایرانی مسلمان، با تمام وجود دوست داشته‌ام و این دوست‌داشتن را لازمه ذهن هر معلمی می‌دانم که بخواهد راه انبیا و نه دریوزگی اغنیا را طی کند. سمپاد را برای آنها به وجود آوردم که کمتر کسی به فکر آنهاست. وقتی فرزند استانداری در آزمون ورودی سمپاد مردود می‌شد، خوشحال نمی‌شدم، اما وقتی فرزند بلال‌فروش روبه‌روی همان استانداری قبول می‌شد، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم. خدا را شاکرم که با حداقل سرمایه مادی و بیشترین سرمایه معنوی، مراکزی را تاسیس کردم که اولیای قبول‌نشدگان با درایت آن، اقرار به وجود رقابت سالم می‌کردند و فقط معدود راه‌نیافتگانی بودند که به لجن‌پراکنی و فحاشی می‌پرداختند. برای من اما، نه تعریف پذیرفته‌شدگان و نه توهین معدود راه‌نیافتگان، تفاوت بنیادینی نداشت. به هیچ ناحقی حق ندادم و از اصلاح هیچ اشتباهی ــ حتی اگر مقدمه لجن‌پراکنی برایم می‌شد ــ روی‌گردان نشدم.

اکنون احساس می‌کنم باری را از دوشم برداشته‌اند و از هرگونه قصور و تقصیری که در این مدت داشته‌ام، از پروردگارم و عزیزان سمپادی پوزش می‌طلبم. آنچه تاسیس شده، به‌خاطر ایران اسلامی بوده است. سمپاد در آن زمان، زیر بمباران و موشک‌باران ایجاد شد و نامه درخواستش در روزهای سخت جنگ به ریاست‌جمهوری ارسال شد. آن روز، یکی از اساتید آموزش‌وپرورش دلیل مخالفتش با تاسیس را این موضوع اعلام کرد که پذیرش دانش‌آموز با معدل ۱۹ و تحویل‌دادن دانش‌آموز با معدل ۱۹ هنر نیست. رهبر انقلاب در پاسخ فرمودند این گفته وقتی صحیح است که فرض کنیم در شرایط فعلی دانش‌آموزان با معدل ۱۹ وارد مدارس می‌شوند و با معدل ۱۹ از همان مدارس خارج می‌شوند، درحالی‌که عملا این‌طور نیست.

از میان ۶ وزیر روی کار آمده در این مدت، تنها یک وزیر برایم کم‌آزار بود و من چه شب‌ها که تا صبح نگران این کودک نوپا، بی‌خوابی را تجربه نکردم. فکر نمی‌کردم این نهال در کنار سایر نهال‌های آموزشی نظام مقدس ما این‌چنین سریع به بار بنشیند؛ آن هم با وجود آن همه هیاهوی فرار مغزها و اطلاعاتی که هیچ‌وقت تبیین و تفسیر نشد و فقط چماقی بر سر سمپاد ماند که معلوم نبود در دست چه کسی است.

فرزندان سمپادی‌ام! اطمینان داشته باشید هیچ‌کجا مانند وطن یک فرد نیست و هیچ افتخاری بالاتر از تلاش برای تعالی و رشد و شکوفایی سرزمین مادری نیست و این تنها در سایه باور توحیدی امکان‌پذیر خواهد بود. اگر شما بر این باور باشید، کاری کارستان خواهید کرد و عظمت و مجد گذشته سرزمینتان را تکرار خواهید کرد.

همکاران سمپادی‌ام! می‌دانم از میان شما، آنان که به راه سمپاد معتقد بودید، از نظر مادی هیچ بهره‌ای نگرفتید و بیش از آنچه موظفتان بود، کار کردید. در هر شهری با کوشش شما مدارس سمپاد جان گرفت و آنکه کمتر از همه نقش داشت، من بودم و آنکه بیش از همه ناسزا شنید، شما بودید. هر کجا هستید، به خدمت خود ادامه دهید و بدانید که خدا تنها داوری است که می‌توان به او تکیه کرد و امید داشت.

من خوشحالم که هیچ‌یک از سفارش‌شدگان معدود نمایندگان مجلس و معدود کارگزاران نظام ــ که عادت به ثبت‌سفارش داشتند ــ به سمپاد راه نیافتند که اگر این‌چنین بود، در طول این سال‌ها با سمپادی‌های عاشق و درعین‌حال مطالبه‌گر روبه‌رو نبودم. امیدوارم ایران عزیز از زعفران وجود شما پربهره باشد و روزهای شکوفایی علمی ایران اسلامی، مسیر رهروان بعدی را روشن‌تر و شاداب‌تر سازد.

در پایان، عذرخواهی می‌کنم از اینکه از آنچه در ذهنم برای سرمایه‌های سرزمینم بود، بخش ناچیزی را تحقق بخشیدم و همواره کلام رهبرم در پیش‌رویم بود که: ««عدالت» به‌معنای این نیست که ما با همه استعدادها با یک شیوه برخورد کنیم؛ نه، استعدادها بالاخره مختلف است. نباید بگذاریم استعدادی ضایع شود و برای پرورش استعدادها باید تدبیر بیندیشیم؛ در این تردیدی نیست. اما ملاک باید استعدادها باشد و لاغیر؛ عدالت این است.»

دیدگاه خود را به ما بگویید.