تاریخ انتشار :سه شنبه ۱۳ آبان ۹۹.::. ساعت : ۱۱:۲۵ ق.ظ
فاقددیدگاه

تولد آمریکا با غصب و نسل‌کشی و ادامه حیات با قتل و غارت

تاریخ معاصر جهان از تقابل دو جریان جهانی تاثیر می‌گیرد که یکی نظام استکباری و دیگری نظام اسلامی است که اولی را آمریکا و مبانی تفکر حاکم بر غرب نمایندگی می‌کند و دیگری را ایران و امام خمینی(ره) با اندیشه‌های اسلام ناب محمدی(ص). آینده بشریت نیز در گرو پیرزوی و شکست یکی از این دو دیدگاه است که رقم خواهد خورد.

به گزارش قائم آنلاین،  به اذعان صاحب‌نظران، بلوک‌بندی سنتی هفت دهه اول قرن گذشته از زمانی دچار دگرگونی شد که پدیده اسلام ناب محمدی(ص) با طلایه‌داری یک مرجع دینی بنام سیدروح‌الله موسوی الخمینی به مبارزات خود علیه دین و میهن‌ستیزی حکومت وابسته پهلوی آشکار شد. مبارزاتی که نتائج خیره‌کننده جهانی را با پیروزی انقلاب اسلامی بهمراه داشت.

آمریکا، گرگی در لباس چوپان
قرن بیستم و در جریان جنگ دوم جهانی، نوع رفتار سرمایه داری آمریکا و طرح‌های عوام فریبانه و ریاکارانه این کشور در بازسازی اقتصاد جهانی پس از جنگ، تصویر دروغینی از آمریکا را در جهان بوجود آورد که موجب فریب بسیاری از کشورهای جهان شد. ورود سلطه طلبانه آمریکا در این کشورها و جذب نخبگان و دانشجویان کشورها، بتدریج امیال و اهداف تجاوزکارانه و زیاده خواهانه این کشور را بر ملا ساخت بویژه آنگاه که آمریکا برای تامین منافع خود در فراتر از مرزها، منافع و مصالح کشورها را با غارت ذخائر و سرمایه‌های آنها و راه اندازی جنگ و خونریزی و کشت و کشتارها به نمایش گذارد.

شعارهایی مانند: آزادی بیان، حقوق بشر، صلح و… تنها نقابی است برای آنکه چهره واقعی آمریکا در افکار عمومی شناخته نشود. چون حرف های به ظاهر زیبایی میزنند اما در عمل بر ضد آن رفتار می کنند. بیشترین و بدترین جنایت‌ها، جنگ‌ها، کودتاها، کشتارها و… به صورت مستقیم و غیر مستقیم توسط آمریکا و مزدورانش اتفاق افتاده است.

به عنوان مثال می‌دانیم بزرگ‌ترین صنعت آمریکا، صنعت نظامی و اسلحه سازی است. حال اگر در دنیا جنگ، ناامنی، تهدید و… وجود نداشته باشد، چه اتفاق و بلایی بر سر این صنعت و اقتصاد آمریکا می‌آید؟! چنین کشوری حقیقتاً به دنبال صلح و آرامش در جهان است؟! سران آمریکا برای حفظ منافع خود حتی به مردمشان هم رحم نمی‌کنند، چه برسد به مردم کشورهای دیگر. چرا خرید و فروش و حمل اسلحه در آمریکا آزاد است؟ در حالی که طبق آمارها سالانه حدود سی و شش هزار نفر با سلاح گرم در آمریکا کشته می‌شوند، که تنها موارد اندکی از آنها رسانه ای و منتشر می‌شوند. آزاد بودن اسلحه آیا به نفع امنیت مردمشان است یا به سود شرکت‌های اسلحه سازی؟!

یا در جنگ جهانی دوم، دولت ژاپن اعلام کرد حاضر است تسلیم شود، اما آمریکایی‌ها به

بهانه‌های واهی آن را قبول نکردند تا بتوانند بمب های اتمی تازه ساخته شده خود را بر روی مردم ژاپن آزمایش کنند و چند صد هزار انسان بی گناه را به نابودی کشاندند!! آیا حقیقتا در آمریکا می‌توان از صهیونیست‌ها انتقاد کرده و یا آزادانه پژوهشی علمی در خصوص هلوکاست انجام داد؟! این یعنی گرگ هایی که دارند برای مردم جهان نقش چوپان را بازی می‌کنند.

انقلابی که سرنوشت جهان را به نفع محرومان تغییر داد
انقلاب اسلامی به‌عنوان نقطه عطف تاریخ معاصر جهان، توانست همه معادلات نابرابر و محاسبات تحمیل شده بر جهان از سوی نظام سلطه جهانی را برهم زده و تغییر دهد و قدرت مستضعفان جهان را به عنوان مولفه جدید و تعیین‌کننده وارد کارزار جهانی سازد.
این انقلاب سترگ ملت بزرگ ایران، در درون خود حوادث و رخدادهایی را جای داده که برآیند همه این وقایع، پیروزی این انقلاب بود. از جمله حوادث سرنوشت‌ساز، تبعید امام خمینی(ره) در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ بوده است.

تبعیدی‌ای که فرصت کادرسازی و روشنگری یافت
کابینه اسدالله علم در سیزدهم مهر سال ۱۳۴۲، به دستور شاه، پیشنهاد آمریکا مبنی بر اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکایی را به صورت یک لایحه قانونی در هیات دولت به تصویب رساند. بعداز تصویب این لایحه، وزارت خارجه مراتب خوشوقتی و رضامندی رژیم را از این تصویب به اطلاع سفارت آمریکا رساند و لایحه در سال ۱۳۴۳، به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسانده شد.
تصویب این لایحه در مطبوعات افشاء و اعلام نشد. چندی بعد نشریه داخلی مجلس حاوی متن کامل سخنرانی‌ها و گفتگوهای نمایندگان و رئیس دولت در این زمینه به دست امام رسید. و او را به خروش و فریاد واداشت و تصمیم گرفت حقایق را به مردم گفته و آنها را از فاجعه بزرگی که به دست رژیم بوقوع پیوسته بود با خبر کند.

امام ابتداء پیک‌هایی را برای آگاه ساختن علماء و روحانیون به شهرهای دور و نزدیک روانه کردند و خود نیز با علمای طراز اول حوزه قم مذاکره و پیامدهای این توطئه شوم را برملاء کردند. رژیم که در حقیقت آمریکا را پشتوانه اصلی بقای خود می‌دانست، بطور غیرمستقیم فردی را به قم اعزام نمود تا با امام ملاقات کند، ولی امام ایشان را نپذیرفت و شخص مذکور با واسطه، پیامی را که متضمن عواقب حمله به آمریکا بود با چهره‌ای به اصطلاح خیرخواهانه چنین گوشزد نمود: “آیه‌الله خمینی اگر این روزها بنا دارد نطقی ایراد کنند، باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشد که خیلی خطرناک است و با عکس‌العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هرچه بگویند (حتی حمله به شخص شاه) چندان مهم نیست”.

نطق تاریخی امام خمینی(ره)
امام در ۴ آبان ۱۳۴۳، در مراسمی که بمناسبت میلاد حضرت زهرا(س) در منزل‌شان در قم برگزار شده بود، با ایراد نطق تاریخی خویش که با “انالله و انا الیه راجعون” آغاز گردید، رژیم را رسوا کردند و مفاسد کاپیتولاسیون و جنایت رژیم را در این باره بصورت ساده و پرشور روشن کردند. بخش‌هایی از این نطق به شرح زیر است:
“… قانونی در مجلس بردند که در

آن اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌‌هایشان، با کارمندان فنی‌شان، با خدمه‌شان و با هرکس که وابستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر بک خادم آمریکایی اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند. زیر پای منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد!. دادگاه‌های ایران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسی کنند! باید برود به آمریکا آنجا، در آمریکا ارباب‌ها تکلیف را معین کنند…دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد. ملت ایران را از سگ‌های آمریکایی پست‌تر کردند. اگر چنانچه کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او می‌کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست می‌کنند و اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگ‌ترین مقام را زیر بگیرد، هیچ کسی حق تعرض ندارد…”.

تبعید، آخرین تیر ترکش رژیم
رژیم در طول یکی دو سالی که امام قیام کرده بود، همه شیوه‌ها را برای آرام کردن ایشان به کار برد، اما هیچکدام کارساز نبود. فریبکاری و وارونه جلوه دادن حقایق، بازداشت و زندان، تهمت، دروغ پردازی، جوسازی‌های کاذب، تهدید و تطمیع، وحشیگری و کشتار، اختلاف افکنی و…، در برابر روح بزرگ امام(ره) بی اثر شده بود، حتی طرح اعدام نیز مشکل را صد برابر می‌کرد و توفان آن بنیان رژیم را از بیخ برمی‌کند، تنها یک راه باقی مانده بود و آن تبعید امام(ره) بود که به گمان رژیم با این تبعید مانع از سر راه برداشته می‌شد. در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳ صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستی سرهنگ موسوی (رئیس ساواک تهران) بیت امام را در قم محاصره کرده از بام و دیوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمین منزل، امام(ره) را دستگیر و به تهران انتقال دادند.

هنوز آفتاب ۱۳ آبان سر از افق بیرون نیاورده بود که رهبر بزرگ نهضت با یک هواپیمای نظامی از فرودگاه مهرآباد تهران به ترکیه تبعید گردیدند و ساواک اطلاعیه‌ای را از رادیو و تلویزیون و مطبوعات به شرح زیر منتشر کرد:
“طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحرکات مشارالیه علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد. لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۴۳، از ایران تبعید گردید”.

دستگیری وتبعید امام(ره) با واکنش شدید اقشار مردم مواجه شد. شهرهای قم، مشهد و تهران به حالت تعطیل در آمدند. در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد. حوزه‌های علمیه و نمازهای جماعات مساجد تعطیل شد. توفان خشم مردم رژیم را واداربه دستگیری فرزند برومند امام(ره) شهید حاج آقا مصطفی و تعداد زیادی از علماء و وعاظ و سخنرانان در سراسر کشور کرد. حاج آقا مصطفی نیز به ترکیه

تبعید شدند، اما نهال خشم مردم مسلمان ایران سرانجام در ضمیر فدایی ولایت و سرباز دلاور ملت، شهید محمد بخارایی له لار نشست و در روز اول بهمن سال ۱۳۴۳، در مقابل مجلس شورای ملی با گلوله آتشین به زندگی ننگین حسنعلی منصور، نخست‌وزیری که لایحه کاپیتولاسیون را به مجلس برده و از تصویب کذرانده بود، خاتمه داد . نهضت وارد دوران جدید مبارزه علنی با رژیم گردید.

واقعه‌ و انقلابیونی از گهواره سربازان خمینی کبیر
درکشاکش مبارزات امام خمینی در سال‌های ۴۲ و ۴۳، هنگامی که آن مسئول رژیم منحوس پهلوی از او راجع به نیروهای مبارز نهضت به رسم تمسخر سئوال کرده بود، آن روح الهی پاسخ داد که سربازان من در گهواره مادرانشان قرار دارند که حکایت از ظهور نسلی مبارز و انقلابی با محوریت ارزش‌های الهی و اسلامی داشت.

یکی از وقایع تمهیدگر انقلاب اسلامی، واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و افزوده شدن برگ زرین دیگری به کتاب پرخاطره انقلاب اسلامی است. در چنین روزی صدها دانش‌آموز و دانشجو در مقابل دانشگاه و خیابان‌های اطراف با شعار “درود بر خمینی” و “مرگ بر شاه” پایه‌های جکومت را به لرزه در آورده و با گلوله‌های ماموران شاه به خاک و خون غلطیدند.

دانش‌آموزان همچون سایر اقشار ملت در اطاعت از فرامین حضرت امام(ره)، که همه را دعوت به مبارزه بی‌امان با رژیم آمریکایی شاه می‌نمود، سر از پا نمی‌شناختند و نجات اسلام را در پیروی کامل از امام(ره) سازش ناپذیر می‌دانستند. این قشر جوان و فعال جامعه به حق یکی از ارکان و پایه‌های مهم انقلاب پیروزمند اسلامی می‌باشد.

صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷، دانش‌آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، روی به سوی دانشگاه می‌نهند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبربت‌شکن خویش به جهان اعلام نمایند. این جوانان پر شور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروه‌های دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند. ماموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود در آورده بودند تا چنانچه فریاد حق‌طلبانه از گلویی برخاست، آن را با گلوله پاسخ دهند.

دانش‌آموزان در کنار نرده‌ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند و فریاد مقدس “الله اکبر” آنان فضا را می‌شکافت و تا فاصله‌های دور طنین می‌انداخت.
سرانجام بر اثر تیراندازی ماموران شاه، لاله‌های انقلاب در دانشگاه تهران یکی پس از دیگری در خون خود غلطیدند. جوانان با فریاد الله‌اکبر و با شعارهای “مرگ بر آمریکا” و “مرگ بر شاه”، به شهادت می‌رسیدند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست می‌کشاندند. در این فاجعه، ۵۶ تن شهید و صدها نفر مجروح شدند تا گواهی باشند بر خوی ددمنشی آمریکا و اثبات دشمنی شیطان بزرگ با ملت بزرگ ایران و انقلاب اسلامی این مردم غیرتمند و الهی.

امام خمینی(ره) در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند، امت را به صبر و بردباری دعوت کردند: عزیزان من صبور باشید که پیروزی نزدیک است و خدا با صابران است… ایران امروز جایگاه آزادگان است… من از این راه دور چشم امید به

شما دوخته‌ام… صدای آزادیخواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.

نقش دانش‌آموزان و دانشجویان در پیروزی انقلاب
حضور بی‌وقفه و شورانگیز و با انگیزه قشر نوجوان و جوان از دانش‌آموزان گرفته تا دانشجویان و معلمان و اساتید در انقلاب و پیگیری مطالبات رهبر فقید انقلاب اسلامی در کنار سایر اقشار موجب استیصال و سپس شکست آمریکا در نگه‌داشت مزدور خود، شاه پهلوی شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

جوانان و نوجوانان در تمام مقاطع انقلاب از دفاع مقدس تا دوران سازندگی نقش اساسی را ایفاء کرده و از وفادارترین و تاثیرگذارترین قشر اجتماعی در تبعیت از ولایت و رهبری و فداکاری و جان‌نثاری بوده و هستند. بدین جهت است که به شدت مورد هدف حملات فرهنگی و اخلاقی دشمنان انقلاب و ایران قرار دارند. روشن‌بینی و هوشیاری دانش‌آموزان و دانشجویان در دشمن‌شناسی و ظلم و استکبارستیزی، بسیاری از توطئه‌های شوم نظام ساطه جهانی بسرکردگی آمریکا را خنثی و نقش بر آب کرده است.

به اعتراف دشمنان و تئوریسین‌های آمریکایی، هزاران ساعت طرح و برنامه‌های آنان در ایجاد انحراف و شقاق بین جامعه ایرانی و قشر جوان با استفاده از ظرفیت فضاهای مجازی و ماهواره‌ای، بر اثر یک سخنرانی رهبر معظم انقلاب و تأسی جامعه و جوانان از رهبری، کاملاً بی‌اثر شده و میلیاردها سرمایه‌گذاری آمریکائی‌ها را نابود می‌سازد و این نشاندهنده عمق ایمان و اعتقاد ملت بزرگ ایران و فرزندان رشید این ملت به ارزش‌های سعادت‌بخش انقلاب اسلامی و وفاداری نسبت به آرمان‌های شهداء است.

تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
پیروزی انقلاب اسلامی با جان‌فشانی ملت غیور ایران نتوانست آمریکا را به سر عقل آورد و او دست از شیطنت علیه مردم ایران و دین و هویت این ملت بردارد.
شیطان بزرگ با دخالت‌های آشکار و پنهان، سعی در ایجاد جریان‌های انحرافی در نهضت داشت تا آنکه تعالیم معلم انقلاب، امام خمینی(ره)، فرزندان دلیر امت در حرکتی انقلابی در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸، ضربه اساسی به لانه توطئه و اتاق جنگ و جاسوسی آمریکا در تهران وارد کرده و امکان ادامه جنگ‌افروزی شیطان بزرگ در ایران و کشورهای منطقه از طریق لانه جاسوسی خود در تهران را از بین بردند.

دانشجویان پیرو خط امام شیشه عمر “غول آمریکا” را بر سنگ اراده الهی کوبیده و لانه جاسوسی آمریکا را فتح کرده و حماسه عظیمی را می‌آفرینند که امام(ره) آن را به حق “انقلاب دوم” و انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول می‌نامند و فریاد برمی‌آورند: “شما می‌بینید که الآن مرکز فساد آمریکا را جوان‌ها رفته‌اند گرفته‌اند و آمریکایی‌ها هم که در آنجا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و جوان‌ها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند”.

اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی نشان می‌دهد که در سفارتخانه‌های آمریکا، واحدی بنام “مراکز عملیاتی” وجود دارد. روسای این مراکز رهبری عملیات گوناگون جاسوسی در کشورهای حوزه ماموریت‌شان را بر عهده دارند. اینگونه افراد نیز عموماً در پوشش دیپلماتیک فعالیت دارند و از مصونیت‌های دیپلماتیک برخوردار هستند. در سفارتخانه‌های آمریکا، دفتری برای

ثبت فعالیت مامورانی که زیر نظر سفارتخانه به کار جاسوسی اشتغال دارند، وجود دارد. در این دفتر تمام عملیات موفق و ناموفق ماموران و عوامل نفوذی آمریکا در مراکز دولتی یا نظامی با حروف و لائم رمز ثبت، و به وزارت خارجه آمریکا تلکس می‌شود. این دفتر از جمله اسنادی است که سفارتخانه‌های آمریکا در جهان به محض احساس خطر مبادرت به مخفی کردن و یا انهدام آن می‌کنند.

“ویلیام کیسی”، رئیس پیشین سیا، در اسفند ۱۳۶۱ گفته بود: “سازمان سیا در تمامی کشورهایی که برای آمریکا اهمیت حیاتی داشته باشد، فعالیت‌های جاسوسی شدیدی را به منظور ارزیابی میزان ثبات سیاسی و اقتصادی این کشورها اعمال می‌کند.”

وی “جیمی کارتر”، رئیس جمهور اسبق آمریکا” را به خاطر عدم آگاهی و اتخاذ تدابیر لازم به منظور جلوگیری از سقوط شاه در ایران مورد نکوهش قرار داد و گفت: “چنین اتفاقی علیه منافع آمریکا در هیچ جای جهان اتفاق نخواهد افتاد”.
فتح لانه جاسوسی آمریکا در تهران و موضع و اظهارات امام خمینی(ره) و حمایت قاطع و پرشور مردم ایران از مواضع امام، آمریکا را به مدت ۴۴۴ روز به اسارت انقلاب اسلامی در آورد و در مقابل تمامی فشارها، ملت ایران ایستادگی کرد و هیات حاکمه آمریکا را به خفت کشاند.

ذلت سازشکاران و خفت آمریکا
تصرف لانه جاسوسی موجب افشای ماهیت چهره‌های سازشکار، که در صحنه سیاسی کشور فعال بودند، شد. سازشکاران، مرعوب قدرت ظاهری آمریکا، دل مردم را خالی می‌کردند و ملت را از جنگ با آمریکا می‌ترساندند.

امام خمینی(ره) با موضعی مقتدرانه، مردم استکبارستیز ایران را در صحنه نگه می‌داشت: “…آمریکا غلط می‌کند دخالت نظامی کند. نترسید و نترسانید. آمریکا عاجز از این است که دخالت نظامی بکند… اگر آنها می‌توانستند دخالت نظامی بکنند، شاه را نگه می‌داشتند…، بر دانش‌آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش دهند…، همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم.”

آمریکا هرگز در طول حیاتش این چنین تحقیر نشده بود. ابهت و هیبت آمریکا را این سخنان بزرگمرد تاریخ اسلام درهم شکست. امام خود حامی و هدایتگر جریان تسخیر لانه جاسوسی شد و مساله سفارت در آن مقطع، به عنوان مهمترین مساله کشور مطرح گردید و آمریکا نیزدر مقابل موضع قاطع انقلاب و یکپارچگی مردم و مسئولان ایران، دچار برخورد انفعالی در مقابل انقلاب اسلامی ملت بزرگ ایران شد.

 استکبارستیزی، شاخصه حیاتی انقلاب اسلامی است
به گزارش بلاغ، علاوه بر چند دهه اعمال خوی زیادت‌طلبی آمریکا در ایران قبل از انقلاب، در چهار دهه پس از پیروزی انقلاب، آمریکا همچنان سلطه‌جویانه و از موضع استکباری با ملت و انقلاب اسلامی ایران برخورد کرد و از هیچگونه شرارت و جنایت در حق مردم ایران دریغ نورزید. در مقابل این خوی شیطانی و استکباری، انقلاب اسلامی نیز متناسب با روحیه استکبارستیزی ملت بزرگ ایران، دست از مقاومت و مبارزه بر نداشت و طی چهار دهه ایستادگی و پایمردی توانست جبهه‌ای گسترده از نیروهای آزاده و مسلمان را بر محور مقاومت گرد آورد و با اتحاد و وحدت نیروهای مقاومت، توطئه‌های جهانی نظام سلطه جهانی را با شکست مواجه سازد.

دیدگاه خود را به ما بگویید.